تبليغاتX
وبلاگ شعر شهـــــــــــــــــــرزاد چت
وبلاگ شعر شهـــــــــــــــــــرزاد چت

ورود به چت DigiChat requires a Java Compatible web browser to run.
*********عكس عاشقونه **********
*******ترفند ويندوز موبايل هر برنامه اي كه بخواي وقت كليد كن ****

قالب اين وبلاگ توسط
مهرداد شكري نسب
http://TCenter.blogfa.com
ترجمه شده و توسط وي نيز تحت حمايت خواهد بود
اين قالب تنها در سيستم بلاگفا قابل استفاده خواهد بود

وبلاگ شعر شهـــــــــــــــــــرزاد چت

من به ياد تو چه شبها كه تا صبح گريه نكردم

تو ميگي فايده نداره / من ديگه بر نميگردم

من به خاطرت با اشكام پلي از رودخونه ساختم

تو ميگي برو / دلم رو / به كس ديگري باختم

خدا وكيلي شو بخواي مزد من اين نبود و نيست

نمره ي بي معرفتيت تو درس نارو ميشه بيست

خدا وكيلي شو بخواي رسم رفاقت اين نبود

تو بي مرامي قد تو هيچكسي رو زمين نبود

از اول اشتباه بوده ما وصله ي هم نبوديم

باشه تو دست كم بگير اما ما كه كم نبوديم

خوب از ما كه گذشت تو با بقيه اين نكن

واسه شكار مرغ عشق پشت قفس كمين نكن

اداي عشقو در نيار نقاب سادگي نزن

مردمو ننداز توي دام تو دام عشقت مثه من

از تو بايد ميگذشتم ولي افسوس نتونستم

تو عروسك بودي و من آخر قصه دونستم

تو وجود خاليه تو جز دروغ هيچي نديدم

كاش ميشد به اين حقيقت پيش از اينها ميرسيدم

سوختم و سوختم و ساختم هر چي داشتم به پات باختم

كاش تو رو از روز اول مثل امروز ميشناختم

آخه عشق يعني شكستن عاشقانه سر سپردن

دل سپردن به سرابه در سكوت خويش مردن

يه روزي يه روزگاري حرف بين ما نگاه بود

عشق رو نقاشي ميكرديم نقش ما خورشيد و ماه بود

بعد از اون واژه نوشتيم جملمه ي ما ستاره چين بود

مثل دريا آبي بوديم معني زندگي اين بود

|+|

نوشته شده توسط کامیاب در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 13:46

دوست دارم شمع باشم كه خود تنها بسوزم

------------

بوسه بر لب امشب از غم فردا بسوزم

دوست دارم هاله باشم تا ببوسم روي ماهت

-------------

يا شوم پروانه از شوقه تو بي پروا بسوزم

دوست دارم ماه باشم تا سحر بيدار باشم

--------

تا همچون مشعل سر راهت نشينم تا جهاني را بسوزم

دوست دارم سايه باشم تا در اغوشم بخوابي

----------

چشم دوزم بر مجالت زان رخ زيبا بسوزم

دوست دارم لاله باشم بر سراهت نشينم

--------

تا نهي پا بر سرم سر تا پا بسوزم

 

دوست دارم خال باشم دامن وصلت بگيرم

---------

از لبت اتش بگيرم تا جهاني را بسوزم

 

دوست دارم ژاله باشم من به خاك پايت بي افتم

--------

تا چو گل شاداب باشي ومن از گرمات بسوزم

دوست دارم اشك باشم از اشكهاي تو

--------

تو شوي سيراب ومن جاي ان لبها بسوزم

دوست دارم ماه باشم تا که شبها در کنارت جای گیرم

دوست دارم خنده باشم بر لبانت نقش بندم

دوست دارم عشق باشم چون غبار ارزو بر روی قلبت لانه سازم

دوست دارم هر چه هستم هر چه باشم با تو باشم با تو گویم با تو خندم

|+|

نوشته شده توسط کامیاب در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 13:38

مدیر چت شهــــــــــــــــــــــرزاد چت

به من نگا کن واسه ی يه لحظه نگات به صد تا آسمون می ارزه

نگا کنی رويا ها رنگی ميشن ستاره ها به چه قشنگی ميشن

من از خدامه بکشم نازتو تا بشنوم يه لحظه آوازتو

من از خدامه پيشه تو بمونم جواب حرفاتو خودم بخونم

من از خدامه بمونم ديوونت سر بزارم رو شهر امن شونت

من از خدامه بمونی کنارم من که بجز تو کسی رو ندارم

من از خدامه که نباشه دوری فقط دلم ميخواد بگی چه جوری

من از خدامه که يه روز دعامون بره تو آسمون پيشه خدامون

يه جشن نقره ای با هم بگيريم به عشق اينکه هر دومون اسيريم

به عشق اينکه بعد اون همه درد خدا يه بار نگاهی هم به ما کرد

|+|

نوشته شده توسط کامیاب در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 13:37

عشق بي نقاب ، ممنوع ! واژه هاي ناب ، ممنوع !
عطر گل برگه گله سرخ ، لاي هر کتاب ، ممنوع !
طپش گلوله ،آزاد !شعره نانوشته ، ممنوع !
توي وهمو خوابو رويا ، لمسه يک فرشته ، ممنوع !
فصله ممنوعيت گل ، فصله ممنوعيت ساز !
وقته سلطه ي يه ضربدر ، رو تن واژه ي پرواز !
عاشقي ممنوعه اين جا ، دل سپردن يه گناهه !
سرت و بدزد ستاره ! اين جا چشمک اشتباهه !
کوچه ها بن بست و تاريک ، جاده اي ترانه باريک
مقصد امن رهايي ، گاهي دورو گاهي نزديک
قلبه پاره پاره ، آزاد ! نفس ستاره ، ممنوع !
عاشقانه هاي تازه ، از سرو دوباره ، ممنوع !
فصله شب رنگي خورشيد ، فصله گل خونه ، سوزوندن
وقت دزديدنه ماه دشنه تو دلا نشوندن
عاشقي ممنوعه اين جا ، دل سپردن يه گناهه !
سرت و بدزد ستاره ! اين جا چشمک اشتباهه !

 

اون که يه وقتي تنها کســـم بود،تنها پناه دل بي کسم بود

تنهام گذاشت و رفت از کنـــــارم ، از درد دوريش من بي قرارم


خيال مي کردم پيشم مي مونه ، ترانه ي عشق واسم مي خونه


خيال مي کـــــردم يه هــمزبونه، نمي دونستم نا مهربونه


با اينــــکه رفتـــه امـــا هنــــوزم، از درد عشقش دارم مي سوزم

فکر و خـــيــالش همــش باهامه، هر جا که مي رم جلو چشامه

دلم مي خــــواد تا دووم بــيــارم، رو درد دوريش مرهم بزارم

اما نمي شه راهي نداره ، نمي تونم من طاقت بيارم

نمي تونم من طاقت بیارم

|+|

نوشته شده توسط کامیاب در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 13:36

نمی گم که رو زمین عاشقترینم نمی گم برای تو من بهترینم

نمی گم که ثروت دنیا رو دارم نمی گم که قدرت خدا رو دارم

نمی گم که خورشید وماه برات می آرم نمی گم ستاره تو شبات می آرم

نمی گم قصری از طلا می سازم نمی گم پلی ازلاله ها می سازم

نمی گم با بودنم غم دیگه مرده نمی گم خدا تو رو به من سپرده

من می گم معنی عشق من تو هستی من می گم تنها امید من تو هستی

من می گم یک قلب پاک و ساده دارم من می گم برای تو هر چی که دارم

من می گم مهرو وفا برات می آرم من می گم تا جون دارم برات می سازم

من می گم با جون ودل برات می سازم من می گم غم اگه داری با تو هستم

من می گم تنها با عشقت زنده هستم

|+|

نوشته شده توسط کامیاب در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 13:35

مدیر چت شهــــــــــــــــــــــرزاد چت

باور نميشه دستات توي دسته من نباشه

روي ديوار خونه گرد تنهاي بپاشم

بي تو هموني كه ميگفتي تو دنياهچكس مثل من پيدا نميشه

تو هموني ميگفتي قلبم ماله تو باشه هميشه

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه

دوباره اين دل ديوانه برات دل تنگه

واسه از تو خوندنه ستاره ترانه هام

اسمت تو برام قشنگ تر اين اهنگه

با يه چشمك دوباره من زنده كن شتاره

نذار از نفس بيفوتم تو ي تنها راه چاره

اي ستاره ستاره بي تو شب معني نداره

اين ترانه تا هميشه تو رو ياده من مياره

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه

دوباره اين دل ديوانه برات دل تنگه

واسه از تو خوندنه ستاره ترانه هام

اسمت تو برام قشنگ تر اين اهنگه

اين ترانه تا هميشه تو رو ياده من مياره

|+|

نوشته شده توسط کامیاب در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 13:35

مدیر چت شهــــــــــــــــــــــرزاد چت

بد جوری توی لحظه ها اسیر و بازیچه شدم

اسیر زندان زمان بازیچه ی دست خودم

بد جوری دارم می شکنم توی خودم تو لحظه هام

توی سکوت توی صدا توی تمام واژه هام

بد جوری با این غم تلخ سر می کنم روز و شب رو

دیگه تحمل ندارم این نفرت و تاب وتب رو

دیگه نمی شه بمونم اشکام دارن تموم می شن

این واژه های لعنتی بازم دارن حروم می شن

بازم تمام لحظه هام تو غم و وحشت جارین

باز واژه های شعر من بی هدف و تکرارین

غم و سکوت صدا و اشک غروب و فریاد و جنون

اشکهای تکراری و سرد خنده ی تلخ گریه ی خون

این بازی با واژه ها تموم دلخوشیم شده

زنده بودن تنها هدف برای زندگیم شده

ومن انگار در زنجير ميان لحظه ها درگير

و تو آزاد مي خندي به اين بازيچه ي تقدير

و من پنهان ميان درد ميان واژه هاي سرد

و تو فرزند خورشيدي و تو گرمي و عالم گير

و من دنبال يک لبخند ميان اشک هر روزه

ميان خنده هاي تلخ براي اين دل دلگير

و تو بيگانه با گريه و اشکت ژاله ي صبح است

که با خورشید چشمانت شوند بار دگر تبخیر

و من غرقم در این وحشت که فردا نیز تاریک است

که این تاریکی مبهم شده در لحظه ها تکثیر

و تو روشن تر از دیروز به روی باغ می تابی

ولی انگار بی میلی به تابش بر درخت پیر

و من با باد می جنگم برای حفظ تک برگم

و با این کرم کوچک که شده از ریشه هایم سیر

و تو با تابش گرمت به کرم کوچک و وحشی

مجالی تازه می بخشی برای بستن زنجیر

و باد وحشی و موهوم گرفت از من غرورم را

و پیروزی از آن ِ توست که من افتاده ام این زیر

|+|

نوشته شده توسط کامیاب در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 13:34

مدیر چت شهــــــــــــــــــــــرزاد چت

سلام ممنونم از همه شما که زحمت کشیدن نظر گذاشتید  از این ماه با بهترینا  شعر های عاشقونه در در خدمت شما هستیم 

 

به نام آنکه تنهایم گذاشت

آنکه گذشته هایم را ساخت

به نام آنکه نامش هیچکش نبود

که همیشه نامش بر وجودم تاخت

به نام آنکه در آسمان است

او که قلبم را با خود برد

به نام آنکه در گوشه ای خلوت کرده آنکه هستی اش را به اسمش باخت

آنکه وزن شعر را بر هم زد

آنکه روح مرا بر هم زد

که هیچوقت نبود ونخواهد بود

که چشمش را به اشکم گداخت

به نام هیچکس

که در قلبم زندگی می کند

که در اسمش اسمم را نهفت

و به همان جایی برد که هیچکس راه ندارد

او همان آغاز کننده من است

ومن آغاز کننده او

به نام عشق تک نامی دل

|+|

نوشته شده توسط کامیاب در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 13:33

Home - Contact Us - Template Designer - top - RSS

Powered by BLOGFA
Copyright 2006 - 2007 , Http://TCenter.Blogfa.Com

جدیدترین کد آهنگ